|
شجره طییبه | ||
|
ای عقل سرکش حیله ها کردی ولی نرفتی یک ورق از دفترش فیما یلی چون بدیدی روی آتش گل غنچه زد یا که موسی بر اژدهایش پنجه زد گاه بیدار کرد مرده را بانفاس روحانی خویش گاه بیدار کرد خفته را باعجاز ربانی خویش بر بیابان چون بتابد از رخش نور خدا بیابان گلستان دیو انسان می شود در حضور مصطفی عجب بازیست این چون بازیگرش زیرک بود عالمان دهر استادشان در گهواره و کودک بود عالم همه چون گوی زیر چوگان او رندان و چالاکان در اضطراب از مهره پنهان او پیل افکن و صفشکن یک غلام از لشکرش کز برق شمشیرش فتند از دست و پا اندر برش چو دریای خون شد این جهان هردم ز جفا رنگین تر از خون خدا ندیدم من بخدا
[ چهارشنبه ۳٠ آذر ۱۳٩٠ ] [ ۳:٤٢ ب.ظ ] [ علی جعفری ]
|
||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] | ||